کاشان بلاگ

کپی برداری با ذکر منبع مجاز است/نظر فراموش نشود

مرگ در حاشیه یا حاشیه‌ای بر مرگ
ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: مرگ ،حاشیه ،اخبار کاشان ،کاشان

مرگ در حاشیه یا حاشیه‌ای بر مرگ

همچون همه‌ی این سال‌ها که گام‌هایت در حاشیه، ستون‌های سست قدرت را لرزاند،اخبار و اشنایی با کاشان مرگ تو هم باید دوباره برگی تازه باشد برای فاش ساختن این حاشیه‌ی بزرگ که "قدرت" ساخته است.عباس جمالی: چگونه مردن و چگونه به خاک سپردن هم ربطی مستقیم با قدرت دارد. اگر هم‌خوان و هم‌رای مراکز قدرت باشی، هم به آسانی مرگ را از تو دریغ می‌کنند، هم اگر مرگ هم موفق به ورود شد، پس از مرگ مراسمی آیینی انتظارت را می‌کشد.


چرا که تن اولین سوژه است برای مراکز قدرت. سوژه‌ای که اگر تن به قدرت دهد، و اُبژه بودن را بپذیرد، آذینش خواهند بست، لباس مطبوع قدرت را به تنش خواهند کرد و نمایشش خواهند داد. اگر نه، همیشه تنت سوژه‌ای مهلک و بیماری‌زا معرفی خواهد شد که یک جامعه باید از او دوری کنند.
بارها و بارها در این سال‌ها شنیده‌ایم که هنرمندی، اندیشمندی در گوشه‌ای تاریک جان داده و پس از مدتی از بویی که بر‌داشته همه فهمیده‌اند و آمده‌اند و لباس عزا به تن کرده‌اند. یا هنرمندی، اندیشمندی،‌ در فقر در حال مرگ است. هیچ دستی دراز نمی‌شود تا مرگ را از او براند. پرسش بزرگ نه فقر است نه تنهایی، پرسش بزرگ چگونه مردن است. چرا فقط این قشر(با اکثریت) این‌گونه جان می‌دهند؟
وقتی در حاشیه‌ی قدرت، ناقد همیشه در صحنه‌ی قدرت هستی، مگر توقع مرگ دیگری هم داری؟؟
همچون همه‌ی آثار هنری و فکری‌ات که “قدرت” نمایشش را نپذیرفت و در پستوی خانه ماند، خودت مگر می‌خواهی در متن “قدرت” مرگ را دیدار کنی؟ تن تو، قلب تو، مغز تو حامل سال‌ها سانسور و حاشیه‌نشینی‌ست. چگونه می‌خواهی با این‌همه عضو سرکوب شده، در متن “قدرت” تو را تشیع کنند؟‌ خواست مذبوحانه‌ایست.
تو همچنان همه‌ی این سال‌ها باید در حاشیه به سر ببری. همچون همه‌ی این سال‌ها که گام‌هایت در حاشیه، ستون‌های سست قدرت را لرزاند، مرگ تو هم باید دوباره برگی تازه باشد برای فاش ساختن این حاشیه‌ی بزرگ که “قدرت” ساخته است. از  فقر و بی‌دارویی می‌میری تا نشان بدهی “قدرت” دستی برای بخشش ندارد. بهتر است بگوییم دست بخشش‌گری برای تو ندارد.
اینجا، در حاشیه‌ترین نقطه‌ی حاشیه می‌میری و مردم (بدون هیچ فرمانی) در زیر تابوت تو به مفهوم واقعی کلمه مردم می‌شوند. حاشیه‌نشین‌ها به زیر تابوت حاشیه‌نشین‌ها می‌آیند. و این فرصت بزرگی‌ست تا دوباره با مرگت فاش کنی اقتدار به معنای واقعی کلمه در زیر تابوت مردان حاشیه شکل می‌گیرد. مردم به فرمان خودشان می‌آیند تا دوباره فاش سازند هنور در این سرزمین، اقتدار حاشیه است که بر قدرت متن می‌چربد.
شاید تمامی این واژگان، خوانش به تسلی‌ای بشود برای مرگ نارفیقانه‌ی هم‌قطاران. اما همیشه همه‌ی مسیرها انگار قرار است به دو راهی برسند. در دوراهی انتهای این مسیر یک‌راه: هم‌رای مراکز قدرت شدن، و راه دیگر: ناقد قدرت بودن و در حاشیه ماندن است. حاشیه‌ای که بزرگ است. حاشیه‌ای که اکثریت است. حاشیه‌ای که هنوز نمی‌داند اگر بخواهد می‌تواند با سازماندهی کردن بدنه‌اش از تنهایی و فقر مردان و زنان مقتدرش جلوگیری کند، و حتی چگونه مردنی تازه را در مقابل چشمان قدرت رو‌نمایی کند. کاری که این حاشیه بزرگ در حق خودش نمی‌کند و فعلا تنها به خوب عزادار بودنش اکتفا کرده است.